تبليغاتX
پرده شیشه ای

پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385

مغضوب در داخل/ محبوب در خارج!

 

 

 

 

شاگرد مکتب کیارستمی

 

عده زیادی در داخل کشور، جعفر پناهی را شناخته شده ترین کارگردان این روزهای سینمای ایران قلمداد می کنند. کارگردانی که با وجود داشتن 5 فیلم بلند در کارنامه اش هنوز نتوانسته فیلمهایش را به نحوی شایسته در داخل ایران به نمایش بگذارد.بادکنک سفید ، آینه ، دایره ، طلای سرخ و آفساید هر یک به دلایل متعددی مورد بی مهری مسئولان سینمایی کشور قرار گرفتند. شاید بزرگترین عاملی که باعث عدم صدور مجوز نمایش برای آثار او شده است. نگاه تند و تیز و لحن صریح و بی پرده فیلمهایش باشد که بیشتر به معضلات اجتماعی به خصوص آنهایی که مربوط به زنان هستند؛ می پردازد.

 

جعـــفر پنـــاهی که متولد سال 1339 ( 46 ساله) در شهرستان میــانه است خیلی زود توانست به جایگاهی در خور توجه دست یابد که بیشتر سینمادوستان این موفقیت را مرهون پشتیبانی فردی چون عباس کیارستمی می دانند. بردن جایزه دوربین طلایی ، در همان اولین تجربه فیلمسازی با فیلم بادکنک سفید نام او را بر سر زبان ها انداخت. در گام بعدی؛ یعنی، فیلم آینه جایزه پلنگ طلایی لوکارنو را با خود به خانه آورد که حتی با وجود دریافت چنین جایزه معتبری ، فیلم به اکران عمومی در ایران درنیامد.

اما تأثیرگذارترین و مهمترین فیلم جعفر پناهی ، فیلم دایره است که در سال 2000 میلادی توانست جایزه معتبر شیر طلایی ونیز را از آن خود کند. فیلم بلافاصله  موضع گیری های سیاسی متفاوتی را در ایران به دنبال داشت. او در سال 2003 پروژه طلای سرخ را جلوی دوربین برد که همانند دیگر آثارش واکنش های متعددی در داخل کشور برانگیخت. این فیلم هم در صحنه بردن جایزه ،  بی نصیب نماند و توانست جایزه ویژه هیئت داوران کن را از آن خود کند.

اما جدیدترین اثر او که در سال گذشته ساخته شد و از بیشترین شانس برای گرفتن اکران عمومی برخوردار بود، فیلم آفساید است. با این فیلم خرس نقره ای جشنواره برلین هم به گنجینه افتخارات پناهی افزوده شد.

 

 

 

 

سینمای ناب اجتماعی

 

در نگاه اول، تماشاگر داخلی از خودش می پرسد چطور ممکن است فیلمی با این مقیاس و شکل و شمایل مورد توجه قرار بگیرد؟ فیلم از حیث بصری فیلم چندان قوی و محکمی به حساب نمی آید و تا حدودی ساختار مستندگونه دارد. نوعی سینما- حقیقت که نتیجه تأثیری است که کارگردان از کیارستمی پذیرفته است.

 

آفساید،  فیلمی ساده و بی پیرایه است که به شکلی زیبا مسئله حضور بانوان در استادیوم ها را مورد بررسی قرار می دهد. شاید مهمترین مشخصه این فیلم، ارتباط برقرار کردن خیلی راحت با تماشاگران عام و خاص باشد. انتخاب تلفیقی از روایت و صحنه های مستند ، نشان از هوشمندی سازندگانش دارد و باعث شده تا فیلم حرف هایش را واضح و بی ابهام بزند. درحقیقت ، پناهی و فیلمنامه نویسش مسئله را چندان پیچیده نمی کنند و رک و راست پیامشان را انتقال می دهند.

 

شخصیت های فیلم از دل جامعه برخاسته اند و حتی سادگی برخی از آنها، باعث وجود رگه های طنز به فیلم شده و حس و حال مفرحی به فیلم بدهد. حتی بیشتر نقدهایی که در خارج از کشور درباره فیلم نوشته اند به طنز جاری در فیلم تأکید کرده اند و آن را ستوده اند.

 

یکی از صحنه هایی که نگاه منتقدانه پناهی در آن به وضوح مشخص می شود و سطح فرهنگی در ایران در حال توسعه (!!)  را نشان می دهد.صحنه ای در اتوبوس  که درآن مرد کور به مرد دیگری که درباره علت  رفتنش به استادیوم سوال کرده ،  می گوید:

 

 « تو استادیوم داد میزنی...هورا میکشی... موج میخوری عینه دریا...همه اینا به کنار فحش میدی آقا... فحش... فحش به عالم و آدم...هر چی که دلت میخواد میگی... هیچکی هم باهات کار نداره...»

 

چه اشکالی دارد که حتی برای چند دقیقه هم که شده طعم آزادی بیان را بچشیم یا به نوعی با فراغ خاطر خودمان را تخلیه کنیم.( بنابراین یکبار رفتن به استادیوم در طول سال توصیه می شود!) نگاه دیگر که بسیار اهمیت دارد ، نمایش تصویری از مردم ایران است که آنها را ملت عاشق فوتبال معرفی می کند. فیلم چنان در نمایش این عشق و علاقه فوتبالی موفق است که شور و هیجان شخصیت ها را به راحتی به ببینده منتقل می کند و او را در معرض موقعیتی جالب قرار می دهد.

 

کلیدی ترین صحنه فیلم از نظر من جایی است که یکی از دختران( به عنوان نماینده گروه موافق) با یکی از سربازان( نماینده گروه مخالف) شـــروع به صحبت درباره دلایل جلوگیری از رفتن دختـــران به ورزشـــگاه می کنند. بعد از طرح بهانه های مختلف سرانجام این که این عمل خلاف شرع(!!)است؛  می رسد.

 

در ادامه یکی از سربازان به دوستش می گوید:

 

سرباز یک _ یه عده زن با روسری سفید جلوی اتوبوس بحرینی ها سبز شدن... مجبور شدن همشون رو بیارن داخل...

سرباز دو – یعنی الآن دارن بازی رو نگاه می کنن؟...

سرباز یک – آقا رو باش... آوردنشون پایین اتاق شیشه ای... محافظت شده دارن بازی رو تماشا می کنن...

سرباز دو – خب، اونا رو هم ببرن... من راحت بشم...

سرباز یک – نمیشه که اونا رو خبرنگارا دیدن...اگه میخواستن بازداشتشون کنن سه میشد... تازه یه عالمه خبرنگار خارجی به خاطر انتخابات اومدن... جلوی اونا نمی خوان سر وصدایی بشه...

 

همین گفتگو برای پناهی کافی است که تا بی اساس بودن تمامی بهانه و دلایل را آشکار کند و حرف ها و انتقاداتش را مطرح نماید اینکه حضور بانوان در ورزشگاه ها امکان پذیر است. برای ما به عنوان بیننده فیلم که از وجود دختران جوان در این طرف ورزشگاه آگاه هستیم.  آزادی ظاهری که به دسته ای از زنان داده شده ؛ یک نوع تبعیض ، تزویر و بهره برداری سیاسی  بیش به حساب نمی آید.

 

فیلم با سیستم پیشرفته HD ساخته شده و به دلیل عدم وجود این تکنولوژی در ایران تمام مراحل پس از تولید فیلم در خارج انجام شده است.

 

خود پناهی در جایی گفته که دوست دارد این فیلم رفتن خانم ها به استادیوم ها را وارد مرحله جدیدی بکند. امری که از همان ابتدا بعید به نظر می آمد و امروز هم تقریباً به طور کلی منتفی تلقی می شود.

                                                                                                    تیموتی

 

نوشته شده توسط تیموتی در 11 PM |  لینک ثابت   •